Face Off 9 : سلمان جریری vs صنم دولتشاهی
بعنوان نخستین فیس آف، هشتمین سال فعالیت وبلاگستان فارسی، شما را رو در روی دو وبلاگ نویس کهنه کار نشوندیم!

سلمان جریری (نویسنده وبلاگ سلمان)
نخستین وبلاگ نویس فارسی زبان حتماً معرف حضورتون هستند! در ویژه نامه Face Off بمناسبت سالروز تولد وبلاگستان، هم لطف کرده بودند و مطالبی رو برای اینجا نگاشته بودند.
سلمان متولد ۲۰ مرداد ۵۸ هست، از دانشگاه شریف لیسانس کامپیوتر داره و در حال حاضر در کشور امارات و شهر دبی سکونت داره و بعنوان مدیر پروژه مشغول بکار هست. وی وضعیت تأهل خودش رو اینطور توضیح می ده: «در رابطه ای قشنگ»!
از سلمان جریری خواستیم که در یک پاراگراف به معرفی خودش و وبلاگش بپردازه:
«سلمان. نویسنده وبلاگ سلمان. (یک پاراگراف بود و دو جمله!)»
صنم دولتشاهی (نویسنده وبلاگ خورشید خانوم)
از نخستین بانوان فارسی زبانی که به وبلاگستان وارد شدند. متولد ۱۳۵۶ با مدارک تحصیلی جورواجور: فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و دانشجوی فوق لیسانس مطالعات زنان و همچنین فوق لیسانس روزنامه نگاری آن لاین.
صنم اکنون در شهر آستین در ایالت تگزاس آمریکا زندگی می کنه و علاوه بر دانشجو بودن، دستیار تحقیق و همچنین سردبیر نیمه وقت رادیو زمانه هم محسوب میشه. خانوم دولتشاهی وضعیت تأهلش را «شلم شوربا» می دونه و برخی از علاقمندی هاش رو چنین معرفی می کنه:
غذاهای مورد علاقه: کباب کوبیده، آبگوشت، ماهی، به علاوه نود و نه درصد بقیه غذاهای دنیا
رنگ مورد علاقه: فیروزه ای و قهوه ای و زرشکی
حیوان مورد علاقه: انسان و میمون
صنم دولتشاهی خود و وبلاگش را اینطور معرفی می کنه:
«هفت ساله وبلاگ مینویسم. تو وبلاگم درباره همه چی مینویسم، اما بیشتر از همه حقوق زنان و فمینیسم و رفیقبازی برام مهمه تو وبلاگم. یه زمانی سردبیر اولین مجله الکترونیکی فارسی زبان ایران (کاپوچینو) بودم. فعال جنبش زنان ایران هستم. آخرای درسم هستم در آمریکا. دو تا فوق لیسانس دارم میخونم. یکیاش مطالعات زنانه و یکیاش خبرنگاری. درباره نقش فناوریهای ارتباطی در جنبشهای اجتماعی (خصوصا جنبش زنان ایران) تحقیق میکنم و مشغول یادگیری استفاده از ابزارهای چندرسانهای برای تولید کارهای ژورنالیستی روی وب هستم. (این پورتفولیوی منه). دو روز در هفته سردبیر سایت رادیو زمانه هستم. آشپزیام هم حرف نداره.»
همکاران Face Off نهم:
میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگ روزنوشت میلاد و شرکت کننده Face Off 4
بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6
شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4
هزاران نقطه: نویسنده وبلاگ هزاران نقطه و شرکت کننده Face Off 6
1- هزاران نقطه: چقدر از دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی هنوز در شما وجود دارد؟
سلمان جریری: تقریبا هیچ. دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی، دغدغه های جوان ۲۲ ساله ای در ایران بود که با خواندن کتابی در مورد “جهانی شدن” به تئوریهای اون فکر می کرد. دغدغه های امروز، دغدغه های جوان (؟) ۲۹ ساله ای در خارج از ایران است که داره اون خوانده ها را در عمل تجربه می کنه.
صنم دولتشاهی: روزهای اول هیچ دغدغهای نداشتم. امروز هم هیچ دغدغهای ندارم. اما اون وسطمسطها خیلی دغدغدهها داشتم. مثلا اینکه زنها باید از درون خودشون حرف بزنن و صداشون تو فضای عمومی شنیده شه و مرز بین درونی و اندرونی برداشته شه. یا اینکه مثلا یه زمانی فکر میکردم با وبلاگ میشه بشریت رو نجات داد.
۲- بامدادی: به عنوان یک وبلاگنویس کهنهکار، رشد یا تغییرات فضای وبلاگستان فارسی را در هفت سال اخیر چگونه میبینید؟
سلمان جریری: کلمات کلیدی این سالها را اگه بخواهی بعضی از اونها: جو گیری – سیستمهای وبلاگ نویسی – ورود زنان – ورود ممنوعه ها – ورود فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – شکست فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – بالاگرفتن گفتگو و کامنت – افول گفتگو و کامنت – ورود سیاسی ها – ورود نویسنده ها – ورود ژورنالیستها – ورود همه نوع وبلاگ – بازی ها – موج فید و آی تی نویسی و ترجمه مستقیم. موجهای خیلی زیادی پیش رو هست. اما همون طور که اون موجها نشون داده فقط ۲ چیز مهمه: “مطلب” و “پشتکار”. هیچ چیز دیگه ای باقی نمی مونه.
صنم دولتشاهی: تعداد وبلاگهای بیمعنی که قلب و گل و شعر کپیپیست شده بذارن و پونصدتا کامنت بیمعنی و بیربط و تو مایههای «وب باحالی داری، من هم آپ شدم، به من هم سر بزن» دریافت کنن خیلی زیاد شده، که من رو نگران میکنه که نکنه واقعا اینقدر … تو جامعهامون داریم؟ گاهی هم فکر میکنم شاید اینها کار یک سری ربات هستن فقط چند نفر شوخیشون گرفته میخوان خرج و مخارج بلاگفا یا پرشین بلاگ رو بالا ببرن اینها رو راه انداختن. (باور کنین شده برای بعضی از این وبلاگا کامنت گذاشتم یا بهشون ایمیل زدم که مطمئن شم اینا آدم هستن و ربات نیستن اما جوابی نگرفتم!!) از نظر کیفیت ولی به نظرم اوضاع خیلی وبلاگها خوبه و به نظرم همیشه چارتا چیز خوب به درد بخور که آدم باهاش حال کنه، سرگرم شه یا چیزی یاد بگیره پیدا میشه. در مورد تغییرات فضای وبلاگها، میتونم بگم که هنوز هم یک سری دستهبندیها وجود داره. هنوز هم یک سری موضوع یکهویی مد میشه همه در موردش مینویسن و بعد تبش میخوابه، یک عده هم خلاف جریان آب حرکت میکنن در موردش. هنوز هم یه عده حرف از مافیای وبلاگی میزنن. تعداد وبلاگهای تخصصی به درد بخور خیلی زیاد شده که عالی است. از نظر سیاسی هنوز هیچ تغییری نکردیم و هنوز حجم مزخرفی که تولید میشه بیشتر از حجم بحث مفید سیاسی است. راحتتر میشه در مورد مسائل جنسی و حریم «خصوصی» حرف زد و به اندازه سابق به زنها توهین و حمله نمیشه بابت اینطور نوشتن. زنهای بیشتری راحت از این حریم خصوصی و مسائل جنسی مینویسن. (اما البته هنوز هم راه زیادی داریم تا سکسیسم رو از فضای وب فارسی زبان حذف کنیم. نمونهاش هم بالاترین!) هنوزم ملت از طریق وبلاگ با همدیگه دوست میشن و سرمایه اجتماعیاشون رو افزایش میدن. وبلاگهای افراد مذهبی و یا همفکر با حکومت و جناحهای راست سیاسی زیاد و زیادتر میشن که به نظر من این مساله فوقالعاده عالی است و به تنوع نوشتههای وبلاگها اضافه میکنه و کمک میکنه صداهای جدید و نگاههای تازه مطرح شن. بازیهای وبلاگی روز به روز لوستر میشن و …
۳- بامدادی: چقدر اعتقاد دارید به این که یک وبلاگ باید دارای خط مشی فکری مشخص، سبک نوشتاری مخصوص به خود و در کل دارای یک روند شناخته شده باشد و نویسندهی آن سعی کند فضای نوشتهها تابع حالتهای آنی و لحظهایش نباشند؟
سلمان جریری: راستش را بخواهی خود اون آنی نوشتن گاه گداری هم می تونه یک نوع سبک باشه. در کل داشتن سبک و خط مشی و روند و اینها مفید و لازمه، اما تا جایی که وبلاگ را از یک مجله و از وبلاگهای دیگه متمایز کنه. مثلا من تعجب می کنم که چرا دوستانی مثل دکتر مجیدی و کمانگیر نوشته های روزانه خودشان را جداگانه و نه در قالب وبلاگ اصلی منتشر می کنند. همون نوشته های روزانه و شخصی است که در درازمدت نوشته های اونها را از نوشته های دهها نفر که به سبک اونها و در مورد همون مطالب (گاهی دقیقا همون مطلب) می نویسند متمایز می کند.
صنم دولتشاهی: به نظرم روند شناخته شده داشتن با اینکه نوشتههات تابع حالتهای آنی و لحظهایت باشه در تضاد نیست. به نظر من خیلی خوب و مفیده که بعضی وبلاگها تخصصی باشن. اما در عین حال تو همین وبلاگهای تخصصی اونهایی به نظرم جالبتر و مهم هستن که یک نگاه شخصی به موضوعات مورد بحث دارن. اتفاقا نوشتههایی که تابع حالتهای آنی و لحظهای نویسنده هستند یک صداقتی دارن که تو بقیه نوشتهها کمتره و خب این صداقت هم ارزشمنده، هم جذابه برای من.
۴- فتحی: برخی معتقدند که خط فکری وبلاگ نویسان جدید تغییر کرده است و ارزشهای آنها در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته است. نظر شما در این باره چیست؟
سلمان جریری: در بین دهها هزار وبلاگ نمی شه به این آسانی از یک “خط فکری” صحبت کرد. اما در مورد موجهای مسلط (مثلا موج فعلی بچه های فید و اشتراک و آی تی) می شه گفت بر خلاف موجهای قبلی (۱) موضوعات کمتر به عمق می ره (۲) نوع موضوعات با دغدغه های منابع اصلی و ترجمه ای هم خوانی بیشتری داره تا دغدغه های خواننده. مثلا در بچه های آی تی شما چهار نوشته خوب نمی تونید پیدا کنید که در ایران چه جوری می شه آنلاین به دنبال کار گشت یا چه راههایی برای رزرو آنلاین هتل در ایران وجود داره. اما آخرین مطلب وبلاگ تک کرانچ را فردا در تمام وبلاگهای آی تی فارسی می تونید پیدا کنید.
صنم دولتشاهی: خب خط فکری وبلاگ نویسان جدید یعنی چی؟ مگه همه وبلاگ نویسهای جدید خط فکری مشابهی دارن که بشه در موردشون به شکل کلی حرف زد؟ بعدش اینکه تغییر کرده، به نسبت چی تغییر کرده؟ اینکه «ارزش»هاشون در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته، منظور چه ارزشهایی هست و چه طور تغییری پیدا کرده؟ همونطور که به قول رضا مارمولک راههای رسیدن به خدا خیلی زیاده، ارزشهای انسانی هم خیلی زیادن و به تعداد هر انسانی میتونه یک سری ارزشها وجود داشته باشه. وبلاگ نویس جدید و قدیم هم نداره. آره ممکنه (تاکید میکنم ممکنه و قطعی نیست) یک نفری که تا به حال فقط با یک جمع محدود انسانی دور و برش تعامل داشته (یا اصلا هر کسی)، وقتی میاد وبلاگ مینویسه عملا وارد یک اجتماع بزرگتری بشه نسبت به اون چیزی که قبلا تجربه کرده، ارزش هاش محک جدیدی بخوره، تفکراتش به چالش کشیده شه، و در نتیجهی روبرو شدن با دیدگاههای جدید و متفاوت، ارزشهای جدیدی هم پیدا کنه تو زندگیاش. اما این در مورد هر آدمی که به یک فضای فکری جدید وارد بشه میتونه اتفاق بیفته و فکر نمیکنم مخصوص وبلاگنویسان جدید باشه.
۵- بامدادی: نظرتان را دربارهی این گزاره بگویید: «وبلاگستان فارسی دستکم به دوبخش تقسیم شده است: ۱٫ وبلاگنویسانی که با فنآوریهای شبکهای آشنا هستند ولی به خاطر تعداد اندکشان زیاد تنوع دیدگاه ندارند ۲٫ وبلاگنویسهایی که چندان آشنا با فنآوریهای شبکهای نیستند ولی به خاطر تعداد زیادشان تنوع فکر و عقیدتی بالایی دارند.
سلمان جریری: مخالفم. در مورد گزاره ۱، وبلاگ نویسان آشنا با فن آوری های شبکه ای مثل فید و اشتراک و این مسائل به دلیل روند مشترک (ترجمه) و منابع مشترک (وبلاگهای آی تی غربی) تنوع دیدگاه کمی دارند نه به دلیل تعداد اندک نویسنده هاشون. اگر اون روند را از ترجمه به تحقیق و منابع را از وبلاگها آی تی غربی به سایتها و سرویسهایی که دغدغه خواننده ها هست تغییر دهند تنوع مفید تری خواهند داشت.
صنم دولتشاهی: ببین من درست نمیفهمم این سوال رو. یعنی من نمیتونم درک کنم ربط بین «تعداد» افرادی که آشنا هستن یا نیستن با یک فنآوری رو با تنوع دیدگاهشون، یعنی معنی هر قسمت این گزاره رو به طور مستقل نمیتونم بفهمم که بعد بتونم تقسیم بندی رو کلا بفهمم. آره قبول دارم یه عده با فن آوریهای اینترنتی آشنا هستن، یه عده هم نیستن و میشه وبلاگستان رو تا همینجا تقسیم کرد. اما اینکه این قضیه به تنوع یا عدم تنوع دیدگاههای یه عده ربط پیدا کنه رو نمیفهمم. : – )
۶- بامدادی: تا چه حد به استفاده از امکانات چندرسانهای در وبلاگ اعتقاد دارید (پادکست، ویدئولاگ، تصویر و … در کنار متن)؟ آیا استفاده از این امکانات مخاطب را برای خواندن متن و تعمق بیشتر تنبل نمیکند؟ یا برعکس، او را به درگیری بیشتر ذهنی و علاقهمند شدن به موضوع تشویق میکند؟
سلمان جریری: تا اون حد که خواننده با چیز شلم شوربایی رو به رو نباشه. اگر پست امروز متنی، فردا صوتی و پس فردا تصویری باشه، می تونه شلم شوربا باشه. اگر شما ۳ تا وبلاگ یکی صوتی، یکی تصویری، یکی متنی داشته باشی هنوز می تونه شلم شوربا باشه. حتی اگر سمت چپ صفحه صوتی، سمت راست تصویری و وسط متنی باشه هم هنوز می تونه شلم شوربا باشه. یک قالب اصلی که خواننده به تدریج به اون عادت کرده (مثلا متن) با فقط یک فید و با ارجاعات مناسب صوتی و تصویری می تونه ترکیب مفیدی باشه.
صنم دولتشاهی: ببین من موافق استفاده از همه این امکانات چند رسانهای هستم، اما به شرط اینکه توجیهی برای استفاده ازشون باشه. یعنی این محتوی است که باید توجیه کننده استفاده از یک نوع فرم باشه نه اینکه از یه فرم استفاده بکنیم فقط چون یه فرم خاصی است، یا برعکس، استفاده نکنیم چون ممکنه مخاطب رو تنبل کنه. واقعیتش کلا اینه که تحقیقهای فراوونی هست که نشون میده آستانه توجه و حوصله خواننده پای مانیتور کمتره. صد البته این مساله میتونه به دلایل مختلفی باشه از قبیل خستگی چشم وقتی به مانیتور نگاه میکنیم، حجم زیاد و در حد انفجار اطلاعات، و وقت کمی که باقی میمونه برای دریافت همه این اطلاعات، (و نه لزوما تنبل شدن مخاطب). حالا خب برای اینکه پیامت رو بهتر منتقل کنی، باید سریعترین و تاثیرگذارترین راه رو انتخاب کنی، وگرنه اصلا مخاطب صفحه تو رو میبنده میره یک صفحه دیگه. اصلا نمیمونه که بخواد حالا درگیری ذهنی پیدا کنه یا علاقمند شه به موضوع، و خب گاهی ابزار چند رسانهای بهتر و سریعتر این انتقال پیام رو انجام میدن.
۷- فتحی: بخش ارائه نظرات توسط کاربران در وبلاگ شما عموماً مسدود است. چه عاملی باعث این تصمیم شده است؟ آیا این تصمیم به فرهنگ گفتگوی کاربران و خوانندگان وبلاگستان مربوط می شود؟
سلمان حریری: چهار فعالیت اصلی را در نظر بگیر: (۱) خواندن، (۲) نوشتن، (۳) فکر کردن و (۴) گفتگو کردن. اگر بین اینها تعادل کافی برقرار نباشه چه در دید میکرو (یک وبلاگ نویس) و چه در دید ماکرو (شبکه وبلاگهای فارسی)، خروجی درستی نخواهیم داشت. به نظر من قبل از وارد شدن به فضای گفتگو و کامنت، احتیاج به خواندن دقیق تر و فکر کردن بیشتر داریم. در غیر این صورت اون گفتگو و کامنت کمک زیادی نمی کنه.
صنم دولتشاهی: خیلی موقعها که بازه. اما ببین رک و راست، در مواقعی که بسته است، دلیلش اینه که من خیلی موقعها مزخرف مینویسم تو وبلاگم؛ نوشتههای خیلی شخصی مینویسم که به نظرم ارزش اظهار نظر کسی رو ندارن؛ و راستش خجالت میکشم نظر خواهی رو در مورد اون جور مطالب باز بذارم. فکر میکنم اونوقت مردم فکر میکنن به نظرم این نوشتهها ارزش نظر دادن داشته که نظرخواهی رو باز گذاشتم! (حالا اینکه چرا مزخرف مینویسم دلایل زیادی داره میتونین بعدا ازم بپرسین!) خلاصه فقط کامنتدونی نوشتههایی که به نظرم ارزش نظر دادن دارن رو باز میذارم. البته موارد کمی هم هست که فکر میکنم نظر دادن برای یک مطلبی ضرر داره و توجهها رو از نکته مطرح شده توی اون پست منحرف میکنه، یا فضا رو برای توهین کردن به کسی باز میذاره.
۸- میلاد احرامپوش: هر از چندگاهی بحث حلقه های وبلاگستان یا مافیای وبلاگی مطرح می شود. به نظر شما آیا چنین حلقه هایی در وبلاگستان فارسی وجود دارند که مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه کار شوند؟
سلمان جریری: چنین پدیده ای وجود داره اما با چند توضیح: یکی اینکه این پدیده از بیرون به شکل حلقه و مافیا دیده می شه اما در واقع از درون پدیده ای ناخودآگاه هست. یک جورایی مثل بازارچه ای است که ناخودآگاه نسبت به بازارچه دیگه رونق بیشتری می گیره. مافیا و حلقه ای در کار نیست. چون همدیگه را بیشتر می خوانند اشتراک و لینک بیشتری بین اونها برقراره و این موج شتاب می گیره. اگر خوش شانس بودی و این موج را شناسایی کرده بودی در بین اونها مغازه ای داشتی از این موج بهره مند می شدی. مثل موجهای بازار سهام. مثل موجهای تکنولوژی و خیلی از موجهای دیگه. اما نکته مهم این جاست که این موجها تغییر می کنه. اگر اهل موج باشی و باهوش باشی، از الان مغازه خودت را در جایی می زنی که موج بعدی قرار داره و با “مطلب” و “پشتکار” می نویسی. (اگر نظر من را در مورد موج بعدی بخواهی، با بررسی محبوبیت مشابه در بین روزنامه های اقتصادی ایران که از صفر به دهها روزنامه رسیدند، موج بعدی را موج وبلاگ نویسی “اقتصادی عمومی” و نه تخصصی پیش بینی می کنم.)
صنم دولتشاهی: ببین حلقههای وبلاگستان صد در صد وجود داره. یعنی اصلا شاید غلط باشه بگیم حلقههای «وبلاگستان» و بهتره بگیم حلقههای انسانی. تو همه جوامع انسانی دسته و گروه و حلقه وجود داره. آدم به هر دلیلی با یه عده احساس نزدیکی یا همفکری میکنه دیگه. اما با اینکه حلقههای مافیایی باشه و مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه باشه صد در صد مخالفم و قبلا بارها بحثش رو کردیم میتونید به این نوشته قدیمی من مراجعه کنید نظرم رو بخونید (هنوز نظرم عوض نشده بعد از ۶ سال.) و البته این به معنی این نیست که بحث قدرت در وبلاگستان وجود نداره. چرا وجود داره. درست مثل هر جامعه انسانی دیگه. هرکی سرمایه اجتماعی و روابط پرقدرتتری داره (و گاهی وقتا در مورد دنیای وب، با تکنولوژی آشنایی بیشتری داره یا به هر دلیلی جذابیتهای فرامتنی بیشتری داره)، حرفش هم بیشتر شنیده میشه. اما به نظرم مافیا و حرکت سازماندهی شده و قصد و غرضی وجود نداره.
۹- بامدادی: لطفا ۵ وبلاگنویس مهم و تاثیر گذار که میشناسید را به خوانندگان معرفی کنید و اگر ممکن است توضیح دهید که چرا فکر میکنید وبلاگهای مهم و تاثیرگذاری هستند.
سلمان جریری: اگر از پاسخ این سوال، با توجه به ارتباط خوبی که با تمامی دوستان دارم، معافم کنید عالی است.
صنم دولتشاهی: وبلاگ سیما شاخساری که دیگه نمینویسه به نظرم مهم بود خیلی، برای اینکه یک سری مباحث در مورد جنسگونگی و هوموفوبیای ایرانیها و فمینیسم فراملیتی رو برای اولین بار مطرح کرد تو وبلاگها و مخ خیلیها رو به فکر انداخت. یک جورهایی باب بحث در مورد این چیزها رو راه انداخت تو وبلاگها و کلی میشد ازش چیز یاد گرفت چون یه بحثهای پیچیده ای رو تا حدی به شکل قابل فهم و مرتبط با زندگی واقعی آدمها مطرح کرده بود. وبلاگ خودم تاثیر گذار بود یه زمانی، برای اینکه یک عده آدم، خصوصا زنها، مواقع مختلف به خودم یا دیگران (یا در وبلاگ هاشون) گفتن که وبلاگ خورشیدخانوم باعث شده وبلاگ بنویسن و امکان از خود نوشتن و شخصی نوشتن تو فضای عمومی رو عادی کردم برای خیلیها. وبلاگ سیبیل طلا به نظرم خیلی مهم و تاثیر گذار و منحصر به فرد هست، برای اینکه اون دوروییای که تو زبان و فرهنگ ما وجود داره رو به چالش میکشونه، مردسالاری و جنسگونگی شدیدی که تو فرهنگ و جامعهامون هست رو به چالش میکشونه، و در ضمن وسط همه اینها خیلی ظریف بحث تئوریک و نقد فرهنگی هم میکنه و در واقع یه چیزی بهت یاد میده. (گاهی هم خوب یادمون میندازه چقدر مزخرف میگیم!) به نظرم وبلاگ الیزه مهم هست، برای اینکه خیلیها کلی تلاش کردن درباره مسائلی که البته به شکل بیمسمایی به “تننویسی”معروف شد بنویسن، اما اونطور که نوشتههای الیزه این بحثها رو داغ کرد و همه رو به نوشتن وا داشت هیچ وبلاگی نتونست. وبلاگ آرش عاشورینیا (کسوف) به نظرم خیلی خیلی مهم بوده، برای اینکه یک سری عکسهای تاریخی و منحصر به فرد گرفته از جنبش زنان و با شجاعت عکسها رو توی وبلاگش گذاشته. درواقع کمک زیادی کرده این جنبش دیده شه. حالا خیلیهای دیگه هم این کار رو میکنن، اما کار بخصوص آرش تو یه زمانی خیلی مهم و منحصر به فرد و تاثیر گذار بود (مخصوصا عکسهایی که از تجمع جلوی دانشگاه تهران و تجمع میدون هفت تیر گرفت). خب یک عالمه وبلاگ دیگه رو هم دلم میخواد بگم، تو زمینههای مختلف، ولی گفتین پنج تا دیگه. نود و پنجتای دیگهاش موند. من هم سعی کردم تو یه زمینه خاص یعنی زنان اون هم فقط یک بخش خاصش بسنده کنم و البته واضح و مبرهنه که اینا همه رفقای خودم هم هستن و من هم از اعضای «مافیا»ی خودم اسم بردم!
۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت….!
سلمان جریری: خلاصه: “مطلب خوب” و “پشتکار” و “آهسته” و “پیوسته”.
صنم دولتشاهی: اول از همه ببخشید که اینقدر وراجی کردم و طولانی نوشتم. خیلی سرم شولوغه این روزها و نرسیدم خلاصه بنویسم. در ضمن میخواستم از این تریبون(!) اعلام کنم من به «آیتی نویسها» که این دور و برها هم میپلکن خیلی ارادت دارم،چون از خیلیهاشون چیز یاد میگیرم و کمک میکنن دانش فنی وبلاگستان بالا بره (نمونهاش همین رواج دادن استفاده از فید یا همون خوراک). فقط دو تا پیشنهاد دارم براشون، یکی اینکه در مورد هرچیزی که مد میشه تو دنیای تکنولوژی غرب فوری هیجانزده نشن و ردیفی پستهای مشابه ننویسن که خواننده زده بشه (موقعی که یه چیز جدید خبرش میآد، به این فکر کنن که پتانسیل بومیسازیاش و ربطش به مخاطب فارسی زبان چی میتونه باشه)، و یکی هم اینکه یک زن برای مزیدی پیدا کنن.
و اما سوال آخر:
فکر می کنید چه کسی در فیس آف در کنار شما قرار گرفته است؟
سلمان جریری: اجازه دهید من هم مثل خوانندگان شما سورپرایز شوم.
صنم دولتشاهی: با توجه به سوال ۷، یکی از بچههای قدیمیتر باید باشه که وبلاگش کامنتدونی دائمی نداره. سلمان؟ پرستو؟
نتیجه نظرسنجی Face Off 9:
در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان وبلاگ، سلمان جریری با کسب ۹۲ رای (۵۲% کل آرا) برنده نظرسنحی فیس آف نهم شد.


صنم قدرت حدسش خوبه ها
)
[پاسخ]
با این جملهی صنم خیلی حال کردم: یک زن برای مزیدی پید ا کنند!
[پاسخ]
این چه قدر حرف زد سرم رفت اونوقت
ولی فیس آف کاملی بود و این بارم رای دادن یه خورده سخته
[پاسخ]
زیبا ترین چیز تو صحبت های سلمان همیشه برام جالب بوده، توجه به این نکته است که همیشه دغدغه هایی بزرگ تر از مرز یک وبلاگ داره. نگرانی هایی واقعا برای وبلاگستان. یک جور دید جمعی و نگرشی که دوست دارم.
[پاسخ]
عالی بود. عالی بود. عالی بود.
[پاسخ]
تشکر فراوان از سلمان و صنم عزیز بابت شرکت در فیس آف و پاسخ جامع به سوالات
[پاسخ]
سلام.
برای من سواله،کسی مثل صنم خانوم وقتی خودش اعتراف می کنه که توی وبلاگ خودشون مزخرف می نویسند ” لطفاً نفرمایید شکسته نفسی کردند چون نمی پذیرم ” چطور توقع دارند دیگران به ایمیل شون جواب دهند تا متوجه شوند طرف مقابلش آدمه یا ربات؟
صنم خانوم،اگر شما در وبلاگ خودتون مطالبی به قول خودتون مزخرف می نویسید و یک سری آدما رو بطرف خودتون می کشونید،دلیل نمیشه خواننده های وبلاگتون رو مزخرف تر از خودتون فرض کنم،برعکس اونا رو حتی عاقل تر از خودم و خود شما می دونم.
نمی دونم تا به حال به وبلاگ گجمو تشریف بردید یا نه؟اگر نرفتید یه چند لحظه از وقت گرانبها تون رو در اختیار من حقیر بذارید و سری بهش بزنید البته خیلی دوست دارم تشریف ببرید توی پست دانلود آلبوم رگبار سیاوش قمیشی، جایی که شاید از دیدگاه شما یک سری آدم چون ربات اونجا کامنت گذاشتند و کسی مثل من ربات تر به اون کامنت ها جواب داد.
خیلی دوست داشتم ایران بودی و زندگی واقعی شون رو می دیدی،اونقدر معروف و مشهور هستند که مطمئنم حتی نمی تونی جایگاه شخصیتی و اجتماعی شون رو حدس بزنی چه رسد به اینکه در باره شون نظر بدی.
خیلی دوست داشتم بیشتر از این جواب یک سری از حرف های نامربوط تون رو بدم اما فکر کنم تا همینجا کافی باشه تا متوجه شوی با حرفاتون مخالفم و از رک گویی ابایی ندارم.
[پاسخ]
عالی بود.
وقعآ همگی خسته نباشید.
جواب سوال ۸ هر دو نفر واقعآ عالی بود + جواب سوال ۱۰ خانم دولتشاهی
[پاسخ]
خیلی خوب بود ممنون آقا
[پاسخ]
اولین فیس آفی که رای ندادم.
چرا هر دو نداشت رای گیری؟
[پاسخ]
[...] فیس آف >>> رقابت آقای سلمان جریری با خانم صنم دولتشاهی [...]
کدوم یکی از پاسخ های سلمان بلندتر از صنم بود؟!
[پاسخ]
سلام به نظر من بهترین فیس آفی بود که تا به حال ارائه شده بود. موفق باشید.
[پاسخ]
سلام آقا صادق. ممنونم.
خیلی خوب بود.
از بر و بچه های طراح سوالم ممنونم. سوالات قشنگ بود.
[پاسخ]
صنم دولتشاهی با جواب آخرش نشون داد آدم باهوشیست
[پاسخ]
من با نظر کمانگیر موافقم، لطفا یک گزینه “هر دو” هم اضافه کنید
زحمت کشیدید، باز هم فیس آف بسیار خوبی بود، ممنون
پیام
[پاسخ]
صنم چقدر خوب حدس زد .
[پاسخ]
دستتون درد نکنه. اما فکر می کنم سوالاتش کمی تا حدی تکراری و فاقد جذابیت لازم بود
بازم ممنون
[پاسخ]
دوست عزیز رک گویی با توهین کمی فرق داره.
متاسفم
[پاسخ]
خیلی جالب بود.مخصوصا اینکه خانم دولتشاهی گفتن یه زن واسه دکتر مزیدی پیدا کنین
[پاسخ]
خوشکل جواب دادند.خوشمان آمد!
راستش خبر داشتید که بین فامیلی من و سلمان فقط یک نقطه تفاوت هست!
[پاسخ]
خسته نباشید. ایول
[پاسخ]
دوست عزیز رک گویی با توهین کمی فرق داره.
آقا عرفان :
مرگ خوبه ولی برا همسایه نه؟
جواب های هویه.
شاید شما منو نشناسید اما اونایی که منو میشناسن،می دونند هیچ توهینی رو از کسی نمی پذیرم،لطف کن دوباره جواب سوال ۲ خانوم گلشاهی رو بخونید و بعد به عنوان یک قاضی عادل جواب من رو بدید نه به عنوان طرف دار یک خانوم.
اگر شما جواب من رو ندید،مطمئن باشید در مورد جواب مزخرف شون حتما پست خواهم نوشت تا شما بدرستی دریابید چه کسی اول توهین کرد.
منتظر قضاوت عادلانه تون هستم.
[پاسخ]
شما چرا به خودتان گرفته اید؟ من حرف های خانوم دولتشاهی را دوبار خواندم. یک نگاه هم به وبلاگ شما انداختم. هیچ ربطی بین حرف های این خانوم (و توصیفی که از وبلاگ های کپی پیستی کرده بود) با وبلاگ شما پیدا نکردم. می شود توضیح بدهید دقیقا از چه چیز ناراحت هستید؟ مگر شما هم کپی پیست کار هستید؟
[پاسخ]
شما چرا به خودتان گرفته اید؟ من حرف های خانوم دولتشاهی را دوبار خواندم…….
سلام دوست عزیز یک بی طرف
فقط اسم شناسه تون رو گذاشتین بی طرف ؟
اگر شما دو بار خوندید،بنده چندین و چند بار خوندم اما نمی دونم چرا شما بند کردید به موضوع کپی پیست؟
معلوم میشه شما حتی پاسخ شماره ۲ خانوم گلشاهی و جوابی رو که من به ایشون دادم با دقت نخوندید چه رسد به اینکه وبلاگم رو نگاه کرده باشید؟
لطفاً اسم شناسه تون رو عوض کنید چون بهتون نمیاد بی طرف باشید
[پاسخ]
آقا عرفان :
مرگ خوبه ولی برا همسایه نه؟
جواب های هویه.
شاید شما منو نشناسید اما اونایی که منو میشناسن،می دونند هیچ توهینی رو از کسی نمی پذیرم،لطف کن دوباره جواب سوال ۲ خانوم گلشاهی رو بخونید و بعد به عنوان یک قاضی عادل جواب من رو بدید نه به عنوان طرف دار یک خانوم.
اگر شما جواب من رو ندید،مطمئن باشید در مورد جواب مزخرف شون حتما پست خواهم نوشت تا شما بدرستی دریابید چه کسی اول توهین کرد.
منتظر قضاوت عادلانه تون هستم.
[پاسخ]
سلام دوست عزیز یک بی طرف
فقط اسم شناسه تون رو گذاشتین یک بی طرف؟
اگر شما دو بار خوندید،بنده چندین و چند بار خوندم اما نمی دونم چرا شما بند کردید به موضوع کپی پیست؟
معلوم میشه شما حتی پاسخ شماره ۲ خانوم گلشاهی و جوابی رو که من به ایشون دادم با دقت نخوندید چه رسد به اینکه وبلاگم رو نگاه کرده باشید؟
لطفاً اسم شناسه تون رو عوض کنید چون بهتون نمیاد بی طرف باشید
[پاسخ]
بسیار عالی و خوب. دست صادق درد نکنه. خیلی فیس آف خوبی شد.
[پاسخ]
[...] فیسآف: سلمان جریری و صنم دولتشاهی (خورشیدخانوم) عالی و حتما خواندنی. خوشحالم که فیسآفها روز به روز بهتر میشوند. اینیکی که حرف نداشت. [...]
این آقای جریری چرا اینقدر مثل روبات میمونه؟
[پاسخ]
یه وقت نذارید این مزیدی زن بگیردها. اگر مزیدی زن بگیرد آن وقت کی می آید به ما چیز یاد بدهد؟
[پاسخ]
[...] ۲۷, ۲۰۰۸ با gajamoo2 اولین رویارویی فیس آف در هشتمین سال وبلاگستان فارسی با دو وبلاگ نویس کهنه [...]
لطفاً به ما هم بگید که مدیر چه پروژه هستید!! والا مدیر پروژه ساختمانی هم باشید باز هم وقت کم میارید
خانم شما هم که ۳ تا مدرک گرفتید، از ادبیاتتون کاملاً مفهومه که بیشتر برای کسب مدرک بودید تا درکه مطلب.
[پاسخ]
آشنایی با وبلاگ نویسان و دیدگاههای آنها، استفاده از تجارب وبلاگ نویسان مطرح، و در نتیجه ارتقای سطح کمی و کیفی وبلاگ نویسی و ترویج فرهنگ عالی آن در بین جامعه فارسی زبان…اینا در تعریف فیس اف اومده ، آشنایی با وبلاگ نویسان یعنی چی؟ یعنی صنم ، پرستو و یکی دوتای دیگه؟ به قول ایرانیها قحط الرجال شده؟؟ یعنی واقعا هیچ وبلاگ نویسی غیر از اینها نیست که همه جا فقط و فقط اینا رو دوره می کنیم؟ ترویج فرهنگ عالی وبلاگ نویسان ؟؟؟کدوم فرهنگ عالی؟؟؟؟ در ضمن یه پیشنهاد برای نوبت بعد از صنم دولتشاهی و پرستو و یا پرستو و صنم یا سلمان و پرستو و شایدم صنم و پرستو استفاده کنید با وبلاگ نویسان اشنا بشیم یه کم
[پاسخ]
مژده خانوم.
از اینکه بنده را از راهنمایی هایتان بهره مند نمودید سپاسگزارم.
ما واقعاً بنا داریم که فیس آف معرف وبلاگ نویسان باشد، اما خوب گلچین کردن چند وبلاگ نویس از خیل عظیم آنها واقعاً کار بسیار دشواری است. از همین روی علاوه بر بنده، شرکت کنندگان پیشین فیس آف نیز در این تصمیم گیری مشارکت دارند،همچنین برای احترام به رای خوانندگان، بخش “پیشنهاد” را در فیس اف تعبیه نموده ایم تا از بین پیشنهادات، آن دسته از وبلاگ نویسانی را که تعداد بیشتری پیشنهاد داده اند را دعوت کنیم.
شما هم می توانید وبلاگ نویسان مورد نظرتان را به ما پیشنهاد کنید: http://faceoff.blognevesht.com/bid/
در هر حال انتقاد شما وارد است و از این پس خواهیم کوشید که از بین وبلاگ نویسان کم شناس تر هم کسانی را به این پروژه فراخوانی نمائیم.
و اما درباره “فرهنگ عالی وبلاگ نویسی” بایستی عرض کنم که بنده و سایر طراحان سوالات، تمام تلاش خود را بکار می گیریم که پرسش و پاسخهای هر دوره به گونه ای باشند که در خود این هدف را در برگیرند. اگر تا اینجا شما نشانی از آن ندیدید، حتماً قصور از بنده بوده است. سعی می کنم که از این پس اصلاحش کنم.
موفق و پیروز باشید
[پاسخ]
این آقای گجمو یه آدم بیادبه که چون قسمت بزرگی از محتویات وبلاگش زرده، حرفهای خورشید خانم رو به خودش گرفته و حالا داره به زشتترین شکل واکنش نشون میده و لجنپراکنی میکنه و تازه ادعای ادب و اخلاقگرایی هم داره، در حالی که اصلاً منظور صنم خانم این شخص و حتی این نوع وبلاگ نبوده. الکی داره قضیه رو شلوغ میکنه و خودش رو کرده وکیل مدافع بلاگرهای پرشنبلاگ و بلاگفا، بلکه به یکی دوتای دیگه هم بربخوره و بتونه از میونشون یارگیری کنه، غافل از اینکه خیلی پیشتر، قبل از اینکه ایشون بفهمه وبلاگ خوردنیه یا پوشیدنی، صابون هزار جور حملهء بدتر به تن وبلاگنویسهای کهنهکاری مثل خورشید خورده و بیدی نیستند که از این بادها بلرزند.
[پاسخ]
خانوم پانته آ
به وبلاگم آمدید، کامنت بی ادبانه تر گذاشتی اما به صرف اینکه مهمان من بودی و برای اولین بار افتخار داده بودید، سکوت کردم و جوابی ندادم اما اینجا دیگر جای سکوت نیست و شما هم مهمان من نیستید.
اول اینکه آدم زنده وکیل و وصی نمی خواد،پس فضولی موقوف
دوم اینکه زرد بودن وبلاگ من هیچ ارتباطی به شما نداره، پس باز هم فضولی موقوف
سوم اینکه اون پست فقط دفاعیه از دوستان پرشین بلاگی و بلاگفایی نبود،بلکه طرفداری از خوانندگان وبلاگم که توی اون پست هم متذکر شده بودم ،بود، پس باز هم فضولی موقوف
چهارم اینکه شما در وبلاگم فرمودید : مگه انسان هم نوعی حیوان نیست؟ یا نکنه توی کلاس زیستشناسی به شما یاد دادهاند انسان یک نوع گیاهه؟
در جواب باید به شما بگویم اگر شما خودتان را هم ردیف حیوان می دانید،بقول دوستان آذری مون منو سنه نه
<b< پنجم اینکه باز توی وبلاگم فرمودید : شما با این طرز حرف زدن و تفکر می خواهید به دیگران درس ادب و اخلاق بدید؟ در جواب به این سوال تون خدمت تون عرض کنم شاید به دیگر دوستان بتونم درس ادب و اخلاق بدم اما به شما خانوم بی تربیت و بی ادب و مزخرف نه ” جواب های هویه خانوم پانته آ ”
ششم اینکه شاید شما درست بفرمایید که : قبل از اینکه ایشون بفهمه وبلاگ خوردنیه یا پوشیدنی… اما باید بدونید که هر انسانی می تونه پیشرفت کنه، پس لطفاً حرف مفت نزنید
[پاسخ]
[...] پ . ن در صورت تمایل به فیس آف رفته و توهین خانوم گلشاهی به دوس… [...]
[...] پ . ن در صورت تمایل به فیس آف رفته و توهین خانوم صنم دولتشاهی … [...]
خسته نباشی صادق جان. حاصل کار بسیار جذاب شد…
اما رک گویی کلا در ذات ما ایرانیان هست. پس نباید کسی از بابت جواب های فیس آف ناراحت بشه.
بهتر نیست کمی از خودمون ظرفیت و جنبه نشون بدیم و راحت از کنار بعضی مسائل بگذریم.
اصلا ساده تر بگم: بی خیال!!!! حالا طرف یه چیزی گفته. اگر هم توهین به ایرانی ها باشه. نباید ناراحت بشیم. به هرحال نظر شخصی اون آدم هست و ارزشمند است و باید مورد احترام قرار گیرد.
فوقش در دل خودمون تجزیه و تحلیل میکنیم. اگر دیدیم بد بود یا اصلا به نتیجه ای نرسیدیم. باز هم قضیه رو در دل خودمون نگه میداریم و باعث رنجش خاطر دوستانمون نمیشویم. اینطوری بهتر است.
[پاسخ]
[...] نخستین Face Off هشتمین سال وبلاگستان فارسی، موجبات رنجش برخی، بویژه عمو گجموی عزیز را فراهم آورده [...]
چنین سخنانی به هیچ وجه نه برازنده شماست و نه برازنده پانته آ.
لطفاً حدود ادب را رعایت فرمائید.
[پاسخ]
لطفاً حدود ادب را رعایت فرمائید. چنین سخنانی نه برازنده آن است که از زبان شما بیان شود و نه آنکه نثار گجمو گردد.
[پاسخ]
“رک گویی کلا در ذات ما ایرانیان هست”
Are you kidding? My goodness
[پاسخ]
در باب اعتراضات به سخنان خانوم دولتشاهی در فیس آف، نگاهی هم به پاسخ ایشان بیاندازید:
http://www.blognevesht.com/1387/07/09/sanamdolatshahi-answer-to-objection/
[پاسخ]
سوالات جالب بود و جوابها عالی. مفید و دارای نکات مهم. مرسی
[پاسخ]
[...] نخستین Face Off هشتمین سال وبلاگستان فارسی، موجبات رنجش برخی، بویژه عمو گجموی عزیز را فراهم آورده [...]
مرسی خورشید خانوم! هنوزم برای من یه جورایی سمبل وبلاگنویسی است که خودش رو از قید و بندها رها کرده و خوانندهها از پنجره شیشهای میتونن ببیننش!
[پاسخ]
با سلام و احترام. راستش اخیرا با فیس آف آشنا شدم و دنبال یه فرصت می گشتم تا بشینم و کامل مطالعه اش کنم. طرح بی نظیری هست و واقعا خوشحالم که یه چنین طرحی رو با این همه طرفدار مشاهده می کنم. من هم تو وبلاگم از فیس آف حمایت می کنم و امیدوارم این طرح هرروز به شهرت و اعتبارش افزوده بشه.
ارادتمند
[پاسخ]
امیر جان سلام!
از لطفت سپاسگزارم.
از حمایتت هم ممنونم. نام وبلاگ شما به جمع حامیان اضافه شد.
موفق باشید
[پاسخ]
[...] ماه را با فیس آف سلمان جریری و صنم دولتشاهی آغاز کردیم. برخی از پاسخهای خانوم دولتشاهی موجب رنجش [...]
یعنی ما بچههای هفتاد ساله اومدیم از شما پیرمردهای بیست و چند ساله (نمیگم پیرزنها که بدشون بیاد!) چیز یاد بگیریم! اینکه شد همون دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین! کاش بجای طرح اختلافات خصوصی و فردی، توی این مراسمی که هم یه طرح جدیده و هم باصطلاح سالگرد تولده و نباید جنگ و دعوا باشه، کمی هم از وبلاگنویسی فارسی مینوشتیم و کیک و شیرینی تو سر و صورت هم نمیزدیم!
[پاسخ]